عشق به شکل پرواز پرندست
عشق خواب یه آهوی روندست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اون که مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندست
من میمیرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرندست
تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
دروغ این صدا رو به گور قصه ها بسپار
صدا کن اسمم مو از عمق شب از نغم دیوار
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش
منم آن بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من بیداریم باش

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 15:12  توسط نوید
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 16:56  توسط نوید
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه کزشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاتره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یاد آمد که شبی باهم از آن کوچه گزشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی برلب آن جویی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف شب آرام
بخت خندان زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه های دلت بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل دا ده به آواز شب آهنگ
عکس دختر خالم بارسین که الان یکسال و نیمشه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 10:50  توسط نوید
|